سفارش تبلیغ
صبا ویژن
اندیشۀ های علامه استاد محمدرضا حکیمی
 

قاضی القضاة،عبدالجبار معتزلی همدانی،متکلم اهل سنت می گوید:

و رُبَّما قالوا بامامة الفاسق المَفضول،اذا غَلَب،و یَجعلونَهُ اِماماً،للغَلَبةِ لا لِلرضا.

اهل سنت،هر فاسق مفضولی را نیز که بر مردم مسلط شود پیشوا می شناسند،به دلیل همان تسلط و غلبه او...
المُغنی فی ابواب التوحید و العدل» ! بخش اول/259
و این نظریه،صریح هرگونه تکلیف شرعی اسلامی اجتماعی است در برابر چنین قلدران و مسلطانی. و از همینجا مایه می گیرد آنچه را قاضی ابوالحسن ماوردی،فقیه و متکلم دیگر اهل سنت«الامارة و الاستیلا» نامیده است که به گفته دکتر عبدالعزیز الدوری: «چیز غریبی است،زیرا معنایش این است که حاکم،به زور، بر مردم مسلط تواند باشد». «النظمُ الاسلامیه»/82-83

به زودی چند نمونه دیگر، از سخنان و نظریات متکلمان بزرگ و معروف اهل سنت نقل می کنیم، تا معلوم شود که در اساس خلافت، اجماع امت، رضایت مسلمین، صحه گذاردن اهل حل و عقد، و هر شرط دیگری را - که در آغاز با به کار بردن همین عناوین، آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)را کنار گذاشتند - قابل تغییر دانسته اند، و در حقیقت، اعتبار نکرده اند.
و سرانجام گفته اند، هر جبّار ناکسی، با زور و ضرب و قتل نفوس و هتک نوامیس و هدم اساس قرآن و تضییع حقوق خلق و ریختن خون افاضل امت،بر جامعه اسلام مسلط شد، نه تنها مخالفت با او واجب نیست،بلکه جرم است و اطاعتش لازم. و به همین گونه[ما شیعیان] نمی خواهیم تفکرات جامعه را بنا به پسند دارالخلافه ها شکل دهیم،و چون قاضی ابویوسف بگوییم:
اطاعت از خلیفه لازم است اگر چه ستمگر باشد!
یا مانند حسن بصری بگوییم:
به حکام بد مگویید،زیراکه ایشان اگر به نکویی رفتار کنند،آنان راست اجر و بر شماست شکر، و اگر به بدی رفتار کنند، بر آنان است و زر و بر شماست صبر !
یعنی منطق دین متحرکی چون اسلام را به اینجا برسانیم،که خلیفه را فقط از روز قیامت بترسانیم، و او را تنها در برابر خدا مسئول بدانیم نه در برابر مردم و جامعه. و اینگونه بدآموزی کنیم.
و از راه همین بدآموزیها بود که قاضی ابویوسف، به هارون الرشید می گفت:
ان الله قلدک امر هذه الامه
- خدا کار این امت را به دست تو داده است.

اگر خدا کار امت را به دست هارون داده است، و اگر خدا می خواست که کار امت روزی به دست مثل هارونی سپرده شود، و قهرمان هزار و یکشب بر سرزمینهای آیات قرآن حکم راند، چرا پیامبر بفرستد و احکام قرآن نازل کند؟ چرا شهدای بدر و احد قربانی شوند، چرا واقعه عاشورا پدید آید، و چرا؟ و چرا؟ و چرا امام هفتم، موسی بن جعفر (علیه السلام)، با همین هارون، سالها در سیاه چالها زندانی باشد و غل و زنجیر استخوانهای ساق پایش را خرد کند؟ آیا موسی بن جعفر، به اندازه قاضی ابویوسف علم نداشت؟ آیا موسی بن جعفر، در مخالفت خود با حکومت هارونی، با خواست خدا مخالفت می کرد، یا با فسادی که از سستی مردم و بد کاری جباران پدید آمده بود که ظهر و الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس.
این است بدآموزی. و قاضی ابویوسف به این حقایق کار ندارد، او باید با هارون همکاری کند، نهایت در کسوت قاضی ابویوسفی!
به گفته محقق سنی عرب، دکتر عبدالعزیز الدوری:
نظریه سیاسی اهل سنت در خلافت، به هنگام نضج خود، تنها از حدیث و قرآن گفته نشده بود... بلکه بر این اصل تکیه داشت که در حدیث و قرآن را برونق حوادثی که بعد به وجود آمد توجیه و تفسیر کند... بدین گونه هر نسلی، تقریباً، در نظریه خلافت تأثیری داشت، زیرا هر حادثه ای که پیش می آمد، نظریه خلافت با آن حادثه شکل تازه می گرفت و همرنگ می شد...

نمونه روشن، ماوردی است (مؤلف کتاب الاحکام السلطانیه)، زیرا این تألیف، سبب سیاسی مهمی داشت، بخصوص که مؤلف به لقب اقضی القضاه مفتخر شده بود و در مفاوضات میان خلیفه و بویهیان، او نماینده خلیفه بود. بنابراین، در کار تألیف و نوشتن مسائل کتاب، امر امر خلیفه بود.
... به یاد داریم که وضع متزلزلی که برای بویهیان، در آغاز سده پنجم، به علت کشمشکهای داخلی و شورشهای سپاهی پیش آمد، و هم نزدیک شدن محمود غزنوی به عباسیان، سبب شد تا خلیفه القادر (م -422) و فرزندش القائم (م -467) آرزو کنند تا باز قدرت به دست آنان افتد. و نخستین گام، برای باز گرداندن قدرت این بود که از راه شرع و فقیهان پیش آیند. از اینجا معلوم می شود که عجیب نخواهد بود اگر ماوردی (قاضی القضاه خلیفه) کتابی بنویسد که در آن، هر امری از امور دولت را وابسته به وجود خلیفه معرفی کند، آن هم در منحطترین دوران خلافت.
و با این که واقعیت این است، برخی از مؤلفان دچار این پندار شده اند که ماوردی خواسته است نمونه های اعلای حکومت - حکومت فاضله اسلامی - را معرفی کند، در صورتی که چنین نیست و ماوردی هیچ گاه یک فیلسوف نبوده است، زیرا در کار او به مسائل فکری، اهمیتی چندان داده نشده است، بلکه ماوردی فقیهی است پیرو آراء فقهای پیش از خود، که آن آراء را تا حدی می گسترد، و نیروی عقلانی خود را تنها در این مرحله به کار می برد تا آن آراء را با وضع موجود زمان تطبیق دهد. امتیاز عمده ماوردی [به عنوان قاضی القضاه دستگاه خلافت ] این است که او، در مسائل حکومت و خلافت، از هر گونه تفکر عقلانی و آزاد پرهیز می کند و فقط می کوشد تا نظریه فقیهان پیشین را با اوضاعی که در زمان او می گذشته است وفق دهد.

ماوردی خود می گوید: رهبر بودن نالایق، با وجود رهبر لایق جایز است. و اگر کسی انتخاب شد، نمی توان به علت وجود لایق و افضل، نالایق را عزل کرد.
و این اصل را برای این تثبیت می کند تا خلافت بسیاری از خلفای نالایق را توجیه کند. و شاید بدین گونه خواسته است شیعه را[که تنها به رهبر لایق قائلند]بکوبد.
نیز می گوید: وجود دو خلیفه در یک زمان جایز نیست.
شاید تأکید ماوردی بر این مسئله، در کتاب الاحکام السلطانیه، انعکاس مخالفت عباسیان است با فاطمیان مصر و امویان اندلس...
بدین گونه می نگریم که نظریه خلافت و بحث و کلامی و اعتقادی آن، در نزد اهل سنت، تنها و تنها برای تطهیر و توجیه وقایع سیاسیی است که پیش آمد. از این رو نظریه، همواره، تابع حوادث سابق بر خود بوده است. و در واقع جز این نبوده است که می خواسته اند همه آنچه را به نام اجماع انجام یافته است موجه نشان دهند.

و این روش، که مذهب و سنت و کلام و فقه را در خدمت ستم در آورند و علم حدیث را با جعل مناقب مکذوب - برای محبوب ساختن منفوران و شبان معرفی کردن گرگان - ضایع نمایند، و ذهنیات جامعه را کور کنند و جهت تحرک را به جهت سکون بدل سازد و... منحصر به قاضی ابویوسف و قاضی عبدالجبار و قاضی ابوالحسن ماوردی نیست، که کار عده ای از قاضیان و فقیهان دور از آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) همین بوده است، چنانکه هم اکنون به برخی دیگر نیز اشاره خواهیم کرد.

متکلم معروف دیگر، قاضی ابوبکر باقلانی، می گوید:
جمهور اهل تحقیق و اصحاب حدیث گفته اند: خلیفه به علت اینکه فاسق و گناهکار باشد، یا ستمگر باشد و اموال مردم را بگیرد و پوست از سر مردم بکند و مردم را بکشد و حقوق را ضایع کند و حدود الهی را زیر پا بگذارد، خلع نمی شود، و واجب نیست قیام علیه او، بلکه باید او را موعظه کردالتمهید/186
قاضی بدر الدین ابن حماعه، مؤلف تحریر الاحکام فی تدبیر اهل الاسلام می گوید:
اگر شخص مسلط، که به زور قدرت را به دست آورده است، حتی قوانین شریعت را نداند و ظالم و فاسق و فاجر باشد، باید از او اطاعت کرد.

و شگفتا که این سخنان را گفته اند، در حالی که خود را اهل سنت پیامبر و پیرو آن می خواندند. و با همین سخنان، صدها مصلح اجتماعی و متفکر اسلامی را به عنوان ملحد و رافضی و تارک سنت کشتند. خوب، اگر این است که از چنین ستمگران بی اطلاع از شریعت باید اطاعت کرد، از شریعت چه خواهد ماند؟ و دین محمد چه خواهد شد؟ و سنت محمد به چه روز خواهد افتاد؟
و دردا و دریغاً که از این سخنان، کتب کلام و حدیث و تفسیر و تاریخ پر است،
مانند سخنان:
قاضی عضد ایجی (در: المواقف)،
شمس الدین ابوالثناء اصفهانی (در: مطالع الانظار)،
سعد الدین تفتازانی (در: شرح المقاصد)،
نور الدین حلبی (در: السیره النبویه)،
ابوبکر قرطبی (در: تفسیر قرآن)،
محیی الدین نووی (در: شرح صحیح مسلم)،
امام الحرمین جوینی (در: الارشاد)،
قاضی عبدالجبار معتزلی (در: المغنی فی ابواب التوحید و العدل)،
قاضی ابوبکر باقلانی (در: التمهید)،
قاضی ابوالحسن ماوردی (در: الاحکام السلطانیه)،
احمد بن یحیی بلاذری (در: الانساب)،
محمد بن جریر طبری (در: تاریخ الرسل و الملوک)،
عز الدین ابن اثیر (در: الکامل)و...


و از اینجا و اینجا شد که گفتند: ... بدین قرار، فقه محمدی، در مرحله غایی خود مبدل به نظریه به رسمیت شناختن نا محدود حق اقوی شد.
و دهها قضاوت دیگر امثال این. و آیا دین محمدی و فقه محمدی برای این بود؟ و آیا این بود وفاداری نسبت به محمد و دین محمد و فقه محمد و قرآن محمد و سنت محمد؟ آری، این است عاقبت کنار گذاشتن حجت خدا، و این است نتیجه دور شدن از آل محمد و خانه نشین کردن ائمه عدل و هادیان خلق و خلفای خدا و انبازان قرآن.

و این است که سید امیر علی(1)، دریغ می خورد که «نظریات مجتهدان و پیشوایان مذاهب سنی، جای تعالیم پیامبر را گرفته است، زیرا اینان مانند بسیاری از اولیای کلیسای مسیح، چاکر شهریاران و ستمگران بوده اند. و از این رو، چه بسا احکامی برساختند و احادیثی جعل کردند و تفسیرهایی بر قرآن نوشتند، که هیچ پیوندی با روح اسلام نداشت.»

1-
سید امیر علی (1265-1347)، از متفکران شیعی هند و یکی از چند مصلح بزرگ اسلام در قرن اخیر. احمد امین مصری، شرح حال و مبانی فکری او را در کتاب زعماء الاصلاح فی العصر الحدیث (ص 139-145، چاپ بیروت، دارالکتاب العربی) نوشته است. نیز الاعلام خیر الدین زر کلی، ج 1/355، چاپ سوم.
 

منبع:حماسه غدیر،132-137

[ دوشنبه 95/9/15 ] [ 12:32 صبح ] [ sultan ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

امکانات وب


بازدید امروز: 33
بازدید دیروز: 30
کل بازدیدها: 31288